تبلیغات
مقایسه آموزش وپرورش دنیاباآموزش وپرورش ایران - جای خالی آموزش فن بیان در دوره های تربیت معلم و دبیر
تاریخ : دوشنبه 4 فروردین 1393 | 10:19 ب.ظ | نویسنده : محمد مهرافروز
نگاهی به آموزش و پرورش کشور ما نشان می دهد که روش تدریس غالب، روش سخنرانی است. در کتب روش تدریس به طور مبسوط جای خالی آموزش فن بیان در دوره های تربیت معلم و دبیربه معایب و مزایای این روش پرداخته شده است. اینکه روش تدریس سخنرانی تا چه اندازه می تواند دانش آموزان خلاق و پرسشگر بار آورده و به تبع آن نظام آموزشی ما پژوهش محور باشد، مبحثی است که خود نیازمند بحث و بررسی مفصل می باشد؛ و آنچه مسلم است هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیازمند توجه ویژه به تولید علم (پژوهش) است. 

نگاهی به آموزش و پرورش کشور ما نشان می دهد که روش تدریس غالب، روش سخنرانی است. در کتب روش تدریس به طور مبسوط به معایب و مزایای این روش پرداخته شده است. اینکه روش تدریس سخنرانی تا چه اندازه می تواند دانش آموزان خلاق و پرسشگر بار آورده و به تبع آن نظام آموزشی ما پژوهش محور باشد، مبحثی است که خود نیازمند بحث و بررسی مفصل می باشد؛ و آنچه مسلم است هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیازمند توجه ویژه به تولید علم (پژوهش) است.

 

این نوشتار قصد پرداختن به موضوع رابطه روش های تدریس و پژوهش محوری یک نظام آموزشی را ندارد و پیش از این، نویسنده مطلبی را پیرامون آن به چاپ رسانده است. قصد این نوشتار اشاره به اهمیت آموزش «فن بیان» در دوره های تربیت معلم و دبیر می باشد.

 


حال که به هر صورت روش تدریس سخنرانی، نقش اصلی را در نظام آموزشی ما بازی می کند؛ می بایست به دنبال افزایش کیفیت سخنرانی معلمان در کلاس درس به منظور افزایش میزان دریافت مطالب توسط دانش آموزان باشیم.

 

 همگان بر این نکته وقوف دارند که اگر مدرسی با معلومات بسیار بالا در زمینه تحصیلی خود، قادر به انتقال مناسب مطالب نباشد؛ به عنوان یک معلم اثربخش در نظر گرفته نخواهد شد. البته این موضوع هم صادق است که با گذشت زمان و افزایش سابقه تدریس و البته تکرار مطالب و در نتیجه «تسلط ناخودآگاه» معلم، کیفیت ارائه مطالب و «بیان» او بهبود می یابد. اما باید به یادداشت امروزه فن بیان را یک علم قلمداد می کنند و در ارتباط با آن کتب بسیاری به چاپ رسیده است.

 

بنابراین به نظر نمی رسد که صرف افزایش سابقه باعث افزایش علمی و البته عملی در حد ایده آل «مهارت های بیانی» معلمان گردد، زیرا معلم از ابتدا با اصول این علم آشنا نشده است. اما سؤال این است که تا زمان رسیدن به همان بهبود تجربی، ناخودآگاه و البته ناکافی کیفیت بیان، دانش آموزانی که در کلاس درس چنین مدرسانی حاضرند، چه وضعیتی دارند؟ آیا باید عده ای را «قربانی طبیعی» این مسئله بدانیم و به عنوان یک پدیده طبیعی، چشم بر روی آن ببندیم؟

  


نگاهی به کتب روش تدریس که در دانشگاه ها و مراکز تربیت معلم تدریس می گردند نشان می دهد که در این کتب صرفا به معرفی روش های تدریس و بیان تئوریک نحوه اجرای آنها و مزایا و معایب پرداخته می شود و البته از یک کتاب نیز جز بیان صحیح تئوری ها انتظاری نمی رود. اما در اصل، روش های تدریس رنگارنگی که بیان شده در میدان عمل عقیم مانده اند و تنها روش تدریسی که در آموزش و پرورش به مرحله کاربردی شدن می رسد،

 

روش سخنرانی است. با این توصیف چندان بی ربط نیست اگر بگوییم که واحد درسی روش تدریس در عمل غیرکاربردی می گردد و صرفا به لحاظ تئوری به اطلاعات دانشجویان می افزاید. بی شک وظیفه دانشگاه ها و مراکز تربیت معلم این نیست که صرفا تئوری های روش تدریس را در قالب واحد درسی ارائه نمایند و معلم را روانه آموزش و پرورش نموده تا در آنجا ضمن کسب تجربه عملی به وظیفه معلمی خود نیز بپردازد؛ هرچند باید این را هم اضافه کرد که آموزش عالی مسئول تجربه اندوزی معلمان نمی باشد.

 

 بنابراین اکنون که پذیرفته ایم روش تدریس در آموزش و پرورش ما، سخنرانی است و آموزش سایر روش های تدریس در جهت آشنایی تئوریک معلمان است و کاربرد چندانی ندارند، آیا بهتر نیست که دانشگاه ها و مراکز تربیت معلم واحد درسی دیگری تحت عنوان «آموزش فن بیان» به برنامه درسی خود اضافه نمایند تا لااقل با ابتدایی ترین نیاز سخنرانی، یعنی تکنیک های بیان شیوا آشنا گردند تا بتوانند در کلاس های درسشان مؤثرتر و کارآمدتر باشند؟ در واقع این امر به حدی فراموش شده و یا بی اهمیت قلمداد گردیده است که حتی دوره های کوتاه مدت آموزشی هم برای آن در نظر گرفته نمی شود.

 

 


مجموع حرف ها، کلمه ها و کلا بافت ادبی جملات به مثابه جلد و جامه رویین گفتار است که نسبت به زیبایی، نظم و دقت در انتخاب آنها، موجب ترغیب شنونده به شنیدن آن می شود و مفاهیم را به سرعت بر دلش می نشاند.

 

 شناخت هجاها و آواها و استفاده مناسب از آنها به «شنیده شدن معلم» که همانا هدف سخنرانی است، کمک می کند و بیان نامناسب یک سخنران (معلم) سبب قطع ارتباطش با شنونده (دانش آموز) می گردد و بدین ترتیب انتقالی که بر پایه سخنرانی بنا گردیده دچار مشکل شده و به درستی صورت نمی پذیرد و کیفیت تدریس و یادگیری کاهش می یابد. پاره ای از مباحث مرتبط با فن بیان در کتب روش تدریس و در قالب مراحل سخنرانی ذکر شده اند، اما هدف این نوشتار تاکید بر اهمیت آن بخش از مباحث مرتبط با فن بیان است که در عرصه سینما، تئاتر و گویندگی مطرح و تدریس می گردند. زیرا به نظر نویسنده جای خالی آموزش این تکنیک ها به معلمان که مهم ترین سخنرانان جامعه هستند احساس می شود. معلم وظیفه انتقال مهم ترین مفاهیم را به مهم ترین شنوندگان جامعه برعهده دارد.

 

 آگاهی یک معلم از مباحثی همچون تن، ارتفاع و حجم صدا و شناخت او از هجاها و آواها و کاربرد و توجه به آنها در عرصه تدریس سبب خواهد شد تا وی همچون بازیگری که در صحنه تئاتر با رعایت تکنیک های بیان، بیننده را محسور خود می نماید، سبب به وجد آمدن دانش آموز و دریافت بهتر مطالب توسط او گردد.

 


باید به فکر افزایش کیفیت سخنرانی معلمان در کلاس درس بود و این تنها از طریق آموزش تئوری روش تدریس سخنرانی در قالب چند صفحه از یک کتاب روش تدریس امکان پذیر نیست. معلم بازیگر صحنه آموزش است. در این صحنه معلمی موفق تر است که آگاهی و دانش بیشتری داشته باشد و بتواند آنچه را که می داند با بیانی شیوا و اثرگذار به مخاطبش ارائه نماید.

   
  

 

 

منبع : www.aftabir.com - آفتاب

 

جای خالی آموزش فن بیان در دوره های تربیت معلم و دبیر


  • paper | پارس خودرو | مای بی اف