تبلیغات
مقایسه آموزش وپرورش دنیاباآموزش وپرورش ایران - مدارس کانادا
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : محمد مهرافروز

روزهای اولی که دخترم به مدرسه میرفت برای من سراسر شوک و حیرت بود . باورم نمیشد که بعضی از والدین داوطلب یا حتی ناظم مدرسه ، جلوی در می ایستن و هر اتومبیلی که جلوی در مدرسه متوقف میشه ، به سرعت درش رو باز میکنن و به پیاده شدن شاگرد کمک میکنن

روزهای اولی که دخترم به مدرسه میرفت برای من سراسر شوک و حیرت بود . باورم نمیشد که بعضی از والدین داوطلب یا حتی ناظم مدرسه ، جلوی در می ایستن و هر اتومبیلی که جلوی در مدرسه متوقف میشه ، به سرعت درش رو باز میکنن و به پیاده شدن شاگرد کمک میکنن

انواع مدرسه:
در کانادا مدارس در دو سطح قرار می گیرند: ( دبستان و راهنمایی در یک مدرسه قرار می گیرند)

* مدارس ابتدایی( Elementary) از کودکستان تا سال ششم
*دبیرستان از هفتم تا دوازدهم .( البته بعضی از مدارس ابتدایی تا مقطع هشتم را نیز ارائه می کنند.)
طبق قانون همه افراد بین 6 تا 18 سال باید در مدارس تحصیل کنند.
اکثر مدارس، بخش مربوط به کودکستان یا مهدکودک را نیز دارا هستند و بچه های 4 و 5 ساله را می پذیرند)
سال تحصیلی در مدارس کانادا از اواسط شهریور ( اوایل سپتامبر) آغاز و در خرداد ماه به پایان می رسد. تعطیلات تابستانی عملا در حدود 2 ماه است. با این حال در ماه های مارس و دسامبر نیز تعطیلات یک هفته ای یا ده روزه سال نو نیز دارند.
زنگ مدارس در برخی شهرها ساعت 9 صبح و برخی دیگر 8 یا 8:15 نواخته می شود و تا ساعت 15:30 و یا 14:30 نیز کلاس ها طول می کشد. مدارس در روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل هستند.
برخلاف ایران دانش آموزان مقاطع ابتدایی، کتاب های درسی اختصاصی برای خود ندارند و بیشتر موارد معلمان متناسب با درس همان روز از کتاب مادر، جزوه و پلی کپی می دهند و گاهی هم اجازه می دهند دانش آموز کتاب را با خود به خانه ببرد.
مدارس کاتولیک:
مدارس کاتولیک همانند مدارس عمومی از برنامه درسی آموزش و پرورش پیروی می کنند. همه دانش آموزان می توانند در مدارس عمومی ثبت نام کنند، اما مدارس کاتولیک فقط برای دانش آموزان مسیحی است که غسل تعمید بجای آورده باشند.
علاوه بر مدارس فرانسوی که تعداد آنها در ایالت های غیر کبک، چندان هم زیاد نیست، مدارس انگلیسی ، برنامه ویژه آموزش فرانسه نیز دارند که روزانه تا یک ساعت ارائه می شود. در عین حال برای دانش آموزان مستعد، دوره فوق برنامه فرانسه توسط برخی مدارس در هر ناحیه ارائه می شود که این دانش آموزان در مقطع سوم دبستان و یا هفتم ،طی یک آزمون انتخاب می شوند.
تسهیلات ویژه:
مدارس کانادا تسهیلات ویژه­ای را برای فرزندان مهاجران تازه وارد برای جذب آنان به سیستم آموزشی کانادا ارائه می­کنند از جمله:
کلاس های ویژه زبان ( ESL) ،
کمک به دانش­آموزان با دشواری­های یادگیری و یا معلولان
کمک به والدینی که مایل باشند فرزندانشان را بجای فرستادن به مدرسه، در منزل آموزش دهند،
آموزش های آنلاین یا راه دور برای دانش آموزان دبیرستانی
برنامه های آموزشی برای بزرگسالان (Adoult Schools)
امتحان EQAO:
نظیر امتحانات نهایی پنجم دبستان و سوم راهنمایی، اداره آموزش و پرورش، معمولا تست ویژه ای را با عنوان EQAOاز دانش آموزان مقاطع سوم و ششم به عمل می­آورد تا میزان یادگیری بچه­ها و سطح علمی هر منطقه مشخص شود.
مدارس نمونه یا تیزهوشان:Gifted Program
برخی از مدارس کانادا اختصاص به دانش آموزان نمونه و تیزهوش دارد، اما چون ظرفیت آنها محدود است، معمولا تبلیغات چندانی در زمینه نحوه ورود به آن مدارس یا دوره ها نمی­شود و فقط افراد کنجکاو می توانند در جریان زمان و نحوه پذیرش ان مدارس قرار گیرند.معمولا برخی از دانش آموزان به تشخیص معلم و مدیر، به یک روانشناس معرفی می شوند تا از آنان تست هوش بعمل آید و در صورت آوردن حد نصاب ، به مدارس نمونه معرفی می شوند.مدارس خصوصی:
علاوه بر مدارس عمومی، برخی مدارس خصوصی نیز با دریافت شهریه به ارائه سرویس می پردازند. مشهورترین مدارس خصوصی مربوط به اقلیت های مذهبی نظیر مسلمانان، یهودی ها و هندو ها است .
شرایط پذیرش:
مدارس کانادا شرط خاصی برای پذیرش کودکان بجز نزدیکی محل سکونت آنها ندارد. با توجه به اینکه سن شروع مدرسه در کانادا از 6 سالگی است ، در صورتیکه کودک شما در ایران از 7 سالگی تحصیل را آغاز کرده باشد ، مجبور است یک سال را جهش نماید!
همچنین برای ثبت نام داشتن کارت واکسیناسیون کودکان الزامی است..جالب است بدانید مدارس کانادا حساسیت زیادی نسبت به دریافت مدارک قبلی دانش آموز از کشور متبوعه ندارند! و معتقدند هر کودکی باید درس بخواند و این مشکل خود اوست که در مقطع مورد نظر خود را با کلاس هماهنگ کند.
تعداد دانش آموزان در هر کلاس:
با اینکه آموزش و پرورش تلاش می کند تعداد دانش آموزان هر کلاس حداکثر در 22 نفر ثابت بماند اما به دلیل برخی کمبودها، در بعضی مدارس نه تنها تعداد دانش آموزان بالای 30 نفر می شود بلکه چند مقطع تحصیلی نیز در یک کلاس و با یک معلم ادامه تحصیل می دهند!
تشویق و تنبیه:
معمولا در مدارس کانادایی ، دانش آموزان تیزهوش و با استعداد مورد توجه ویژه قرار نمی گیرند و به همه بچه ها یکسان نگاه می شود. گاهی اوقات ، معلمان حتی از نوشتن یک کلمه "آفرین" نیز دریغ می کنند! کودکان بیشتر بخاطر شرکت در برنامه های اجتماعی تشویق می شوند تا درسی.اما در عوض اگر همکلاسی خود را مسخره کرده یا پسرها موجب آزار دختر ها شوند، می بایست تنبیه های مختلفی از جمله نگارش جندین صفحه نامه عذرخواهی و یا فراخواندن والدین را تحمل کنند.

تربیت های دوگانه:
پدر مادرهای ایرانی از اینکه می بینند هم کلاسی های فرزند آنها حتی سلام کردن نیز بلد نیست تعجب می کنند. کودکان در کانادا توجهی به اطراف خود نمی کنند، از خبرها و رویدادهای غیر از مدرسه بی اطلاع هستند . مدارس نقشی در تربیت رفتاری کودکان ایفا نمی کنند ، اما اگر کسی فراموش کند کلمه "متشکرم" را بگوید ، ساعت ها او را نصیحت می کنند!
مدارس بزرگسالان:
مدارس ویژه ای برای تکمیل تحصیلات و اخذ دیپلم توسط بزرگسالان وجود دارد که با پرداخت شهریه انجام می شود.
همچنین بزرگسالانی که مایل به ورود به دانشگاه یا کالج باشند ، اما نیاز به گذراندن برخی واحد های خاص مثل ریاضی، فیزیک ، زبان و غیره داشته باشند می توانند با پرداخت شهریه ای اندک از کلاس های ویژه استفاده کنند
این واحد ها توسط خود دانشگاه ها هم ارائه می شود اما بمراتب گرانتر از مدارس بزرگسالان می شود.
مدارس فارسی:
یک سری مدارس خصوصی ایرانی نیز عمدتا در شهرهای بزرگ کانادا وجود دارند که یک یا چند روز در هفته به ارائه رایگان برنامه های فارسی می پردازند. در این مدارس سعی می شود بچه های ایرانی از زبان و ادبیات فارسی دور نمانند. اما دبیرستان های ایرانی نیز وجود دارند که دانش آموزان را برای ورود به دانشگاه های کانادا یاری می کنند.

مطلب 2

 سلام . داشتم از مدرسه دخترم صحبت میکردم . من به نظرم خواب و خیال و رویا میاد کهیه مدرسه  دولتی امکانات و سرویسهایی که برای بچه ها داره از مدارس غیر­انتفاعیتهران بالاتر باشه . براتون چند تاشو ردیف میکنم.

    الف ) زمین هاکی 

    ب ) سالن ورزش بزرگ و سرپوشیده

    پ ) سالن موسیقی با تمام سازهایی که میشناسین حتی تمبکخودمون

    ت ) سالن کامپیوتر با حداقل سی لپ تاپ

    ث ) سالن فیلمسازی و عکاسی با تمام امکانات حتی ساخت جلوه هایویژه

    ج ) سالن آمفی تئاتر

    چ ) سرویس مجانی با بالاترین دقت و رعایت راحتی و امنیت بچهها

    دیگه از بزرگی و نورگیری کلاسها یا زیبایی فضای سبز و حیاط و....... صحبت نمیکنم .نه اینکه فکر کنیم اینجا تمام این کارها مجانی انجام میشه. نخیر ما هم برای مدرسه بچه هامون قیمت زیادی پرداخت میکنیم ولی نه به خود مدرسه ،بلکه به دولت و به صورت انواع مالیات . کابوس مالیات از بدترین کابوسها در کاناداستولی به نظر من کابوسیه که ختم به خیر میشه . من باور دارم که تمام مخارجی که از من میگیرن  برای ارتقاء امکانات زندگی در همین شهر خرج میشه.. این باعث میشه که همه احساس رضایت داشتهباشن . معلمی که صبح بدون ترافیک و دود و جنگ اعصاب به مدرسه میرسه یا ناظمی کهحقوقش دو ماه عقب نیفتاده یا مستخدمی که با کاملترین و راحت ترین اتوبوس شهری بهمحل کار آمده یا .... خوب این کارمندها باید به بچه های من و شما خدماتی رو ارائهبدن که میدن . نتیجه اش این میشه که جو مدرسه و فضای حاکم بر محیط تربیتی از نظرروانی به شدت آرام و امنه.

    حرف از کجا به کجا کشید . میخواستم بگم چرا بچه ها اینجا ازمدرسه فراری نیستن و صبحها با شادی و آرامش سر کلاس میرن . خدائیش اگه برای من هماین امکانات بود به جای دو پا با هشت پا به سمت مدرسه میجهیدم . الآن دخترم ازمدرسه اومد و داره برای خواهرش از کلاس فیلمسازی امروزش صحبت میکنه و اینکه معلمگفته دو سه هفته دیگه که  فیلم بچه ها تموم شد اون رو  تویyou tube میذاره( بعدا براتون لینکش رو میذارم ) براتون جالبه بدونین که این آقای معلم به صورت خودخواسته و بدون حقوق اضافه تصمیم به آموزش فیلمسازی به بچه ها گرفت . یک خانم معلمهم کلوپی برای دختران مدرسه راه اندازی کرد ( باز هم بی حقوق ) که به اونها کارهایدخترانه از قبیل دوخت و دوز و .... یاد بده . براش خیلی عجیب بود وقتی فهمید درایران درسی به نام حرفه و فن داریم که به دخترها و پسرها فنون مختلف از قبیل آشپزییا مکانیکی رو یاد میده . دختر من تنها دختری در کلوب بود که به یمن فرهنگ ملی اشفرق سوزن با میل بافتنی رو میدونست!!!

    آدم از زندگی چی میخواد ؟ در هر مرحله ای شما باید احساس شادی، رضایت ، آرامش و امنیت داشته باشید تا بگید من آدم خوشبختیم . من ۴۷ساله چیزهاییاز دنیا میخوام و دختر ۱۳ساله من چیزهای دیگه ای . ولی در عمل همه در جدول چهارستونی بالا میگنجن . این رسیدگی به بچه ها باعث میشه که دختر من از دوره تحصیلش غیراز یادگیری مطالب علمی خاطرات خوبی داشته باشه که قطعا تاثیر بارزی در روحیهو منش و شخصیتش خواهد داشت . این بچه ها به تدریج به یه بزرگسال سالم تبدیل میشن کهدوست دارن با شادی و رضایت و بدون چشمداشت به دیگران خدمت کنن . یاد میگیرن کهارزش و هویت دارن . یاد میگیرن که خوشبختی عمومی در جلب رضایت بی منت  دیگرانه  . برای زندگی تیمی و همکاریهای گروهی آموزش میبینن و در یک کلام برای ورود به اجتماعآماده میشن . البته هنوز هم فکر میکنم کاش از نظر سطح مطالب درسی کمی بالاتر بودن. به نظرم میاد که توانائی مغزی بچه ها رو خیلی دست کم میگیرن و از استعداد یادگیریعالی در کودکی این بچه ها خوب استفاده نمیکنن ولی خوب هم خر و هم خرما که نمیشه. اینم یه جورشه دیگه

 چند سال پیش در ایران که بودیم دخترم  به دلیل اینکه پاک کنمدل دار به مدرسه برده بود از طرف یکی از معلم ها سیلی سختی خورد و شوهرم ،یعنی یکی  از نسلی که بارها و بارها تنبیه های بدتر از سیلی رو تجربه کرده  ، بهشدت به مدرسه اعتراض کرد . نسل جدید ، معلم و ناظم رو فقط در حد " اخم کردن " شناخته که در اوج عصبانیت ممکنه از الفاظ خشن هم استفاده کنن ولی فقط در حد کلام. دیگه از چوب فلک و خط کش  خبری نیست.

      ولی هنوز تا احترام واقعی به شخصیت فردی یک شاگرد خیلیفاصله داریم . منظورم محبت نیست . ما در ایران معلم  با محبت و مهربان کم نداریم . معلمهایی که حتی جان خودشون رو برای شاگرد ها دادن .  ولی محبت با احترام فرق داره . مننوعی به یک کودک پنج ساله محبت میکنم ولی حاضر نیستم عقیده شخصی اش رو در نظراتخودم دخالت بدم . چون اصولا اونو دارای فهم و شخصیت نمیدونم که اجازه اظهار عقیدهبهش بدم ( مورچه چیه که کله پاچه داشته باشه . دروغ میگم ؟ ) این که یک کودک شعور وقدرت تشخیص و استنتاج داشته باشه از نظر ما عجیب و غیر عادیه . بعضی هامون ایننظریه رو تعمیم میدیم و تا دم مرگ هم به کوچکتر از خودمون " از روی شانه " نگاهمیکنیم . حتی اگر خودمون هشتاد ساله باشیم و این کوچکتر هفتاد و نه ساله!!!

      تمام اینها رو گفتم که به اینجا برسم . دخترم معلمی داره کهخدا خیرش بده ، اوج فهم و محبته . کسانی که بچه هاشون هر دو کشور ایران و کانادا روتجربه کردن منظور منو میفهمن . این بچه ها ریاضی رو به سبک ایران یاد گرفتن . مثالساده اش رادیکاله که روش انجامش در این دو کشور خیلی متفاوته . همه قبول دارین کهدر مدارس ما اگر معلمی پیدا بشه که روش خودش رو کنار بگذاره و روش ابداعی شاگردش روبه کار بگیره حتما از کره مریخ اومده و زمینی نیست . ولی این آقای معلم به محضاینکه متوجه شد دختر من در حال استفاده از روش دیگریه در قدم اول از دخترم خواست کهاین روش رو به اون هم یاد بده . مرحله دوم ، آموزش روش ایرانی به عنوان راه حلجدید به بقیه بچه ها بود و در حال حاضر هم به دخترم اجازه داده که در کلاس و سرامتحان از روش خودمون استفاده کنه . من فکر کردم که فقط ایشون این اخلاق رو دارهولی در تحقیق و پرسش از دوستانم متوجه شدم که این منش اینجا خیلی جاافتاده و عادیه. البته توجیه هم داره .  فکر کنین در یک کشور چند فرهنگی و رنگارنگ مثل کانادابخوان با همه عادات و روشهای زندگی و تحصیلی افراد مبارزه کنن و تلاش کنن همهرو در یک قالب و یک کادر قرار بدن . خوب معلومه که غیر ممکنه . ولی اینکه چنان دلبزرگ باشیم که نظر مخالف رو حتی اگر از طرف یک کودک عنوان بشه با " لبخند "  بپذیریم ، دیگه خیلی شهامت میخواد.

خوب این نشونه چیه ؟ جز اینکه عقیده دارن هر کسی برای خودش ارزش واعتباری داره حتی بچه ها ؟ روزهای اولی که دخترم به مدرسه میرفت برای من سراسر شوکو حیرت بود . باورم نمیشد که بعضی از والدین داوطلب یا حتی ناظم مدرسه ، جلوی در می ایستن و هر اتومبیلی که جلوی در مدرسه متوقف میشه ، به سرعت درش رو باز میکنن و بهپیاده شدن شاگرد کمک میکنن . تمام اتومبیل ها در یک صف گاهی طویل به آرامی حرکتمیکنن تا به در مدرسه برسن . روزهای اول ما در بهت و تعجب به دخترمون میگفتیم: مهلت نده که این خانم درو باز کنه . خیلی زشته . زود باش خودت باز کن و بپر بیرون. ولی میدیدم که خانم ناظم میدوه که زود دستگیره رو بگیره و باز کنه . دیگه احتراماز این بالاتر ؟ مجسم کنین ناظم مدرسه تون داره براتون در ماشین رو باز میکنه ومیگه : بفرما عزیز دلم  . خوش آمدی !!!! مطمئنم که هیچ کس نمیتونه همچین چیزی رومجسم کنه . تخیل مطلق شیرینیه . نه ؟

مطلب ۳ کلیک کن

برای دیدن تصاویری از یک مدرسه کانادا روی گربه کلیک کن ( این یک مدرسه دولتیه!!!!!)

   http://radiomoallem2.blogfa.com/post-303.aspx




  • paper | پارس خودرو | مای بی اف